عبد الحسين نوايى

325

نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )

به مراتب اشد و اقوى است و اسراى مسلمانان به كفار بيع و شرى مىشوند . در اين امر كه متضمن مصلحت انام و خيريت حال اهل اسلام است چرا بايد مضايقه شود . الحمد لله كه آن وزير صائب رأى واقف صلاح و فساد هر امرى مىباشد . خود انصاف دهند كه كجا رواست اهل اسلام به يكديگر افتاده كفار در ميانه فرصت جسته باشد و به اسر و نهب بلاد مسلمين دست تطاول دراز كنند و اسراى ايشان در اسواق بيع و شرى و در كنايس خاج‌پرست گردند . هرگاه براى رفع غائلهء فساد در ازمنهء سابقه بنا را بر - چهار مذهب توانند گذاشت ، چرا اكنون بر پنج مذهب گذاشته نتواند شد . چون امر خطيرى پيشنهاد دولتين است ، مقتضاى مقام آن بود كه وزراى صاحب نام و افنديان عظام فى ما بين آمد و شد نموده متوجه انجام و اختتام اين دو امر خطير نيك فرجام شوند . به هر حال ، در اين وقت از دربار خلافتمدار شاهى ايلچيان رخصت انصراف يافته معاودت نمودند و از مضمون مكتوب شيخ الاسلام حقيقت امر به رأى انور منكشف خواهد شد . اما باز از آن وزير نيكخواه توقع آن است كه واسطهء اصلاح و باعث انجاح فوز و نجاح گشته نوعى فرمايند كه به يمن مساعى جميلهء و داد ايشان اين دو امر موقوف عليهما در دولت عليه صورت قبول و حصول يابد و [ موجب ] ايقاظ فتنه و فساد فى ما بين اهل اسلام نگردد . به شرح ملفوفه ، اظهار مطلب از اين طرف شده اما كارگشائى و كارگذارى موقوف به مساعى جميلهء آن والاشأن است . امر امر [ ى ] خطير است سهل نبايد شمرد و تشكيك و شبهه در آن راه نخواهند داد . الحمد لله از مراسم نفع و ضرر و خير و شر آگاه مىباشند . اصلح و صواب آن است كه وزير معتبرى با چند نفر افندى معظم از آن دولت ابد مدت مأمور و وارد اين حدود گشته در ميانه گفتگو كرده بناى اين كار را بر وجه بليغ بگذارند و فتنه را رفع نمايند كه هم موجب نيكنامى دنيا و هم باعث رستگارى عقبى خواهد بود . « 1 »

--> ( 1 ) . منشآت ص 102 - 100